سه روز در استانبول با بچه ها

استانبول ، شهر مسجد ها ، مناره ها و خوراکی های خوشمزه . اگر گروهی به استانبول سفر میکنید بهتر از قبل از سفر انتظارات و توقعات هر شخص را بررسی کنید وطبق آن برنامه ریزی کنید . اول از همه درباره استانبول باید بگویم ، این شهر پهناور و پر جمعیت است (جمعیت آن تقریبا 14 میلیون است ). بعلاوه این شهر پر است از تپه و دره پس اگر میخواهید در سه روز بیشتر قسمت های این شهر را ببینید آن هم به همراه بچه ، قطعا به یک جفت کفش راحتی نیاز دارید ! مورد دیگر اینکه در طول سفرتان قظعا به مسیر های پر ترافیک بر خواهید خورد پس نکته مهم اینجاست که مسیر ها و ساعت برنامه خود را از قبل برنامه ریزی کنید .

ما از تور استانبول آژانس مسافرتی استفاده کردیم که شامل هتل ، پرواز ، تور لیدر و ترانسفرمان میشد . ترانسفر برای ما خیلی خیلی کاربردی بود چون باوجود بچه ها که از پرواز و هواپیما خسته و بد عنق شده بودند پیدا کردن یک تاکسی خیلی سخت میشد . تور لیدر ما شخصی به نام سرهان بود که یک ترک بود که فارسی هم حرف میزد . سرهان ترکیبی از محقق سیاسی ، تاریخ شناس ، مشاور خرید و یک کارشناس غذا بود! که برای خانواده چهار نفری ما که سلیقه های مختلفی داریم ، گزینه عالی به نظر می آمد . کل همسفران ما حدود 10-8 نفر میشد که بعلاوه ما حدود 10-12 نفر میشدیم و برای همین برای سفرهای داخل شهری با یک ون بزرگ سیاه رنگ تردد میکردیم که راننده اش هم آقا علی بود ، یکی از ایرانی های مقیم استانبول که بعد از بازنشستگی این کار را ادامه داده . با من سفرنامه استانبول من همراه باشید.

روز اول : قایقرانی در تنگه بسفر

بعد از ورود به هتل - هتل استانبول ما چهار فصل بوسفور بود که تقریبا روی آب قرار داشت – بلافاصله  به رستوران رفتیم و کباب و گریل و پنیر کبابی خوردیم . به بچه ها قول دادیم تا عصر برای شنا به استخر هتل برویم تا کمی دست از سرمان بردارند. مقصدمان گردش با کشتی روی تنگه بسفر بود . یک تنگه بلند که به دریای مارمارا و دریای سیاه متصل میشد . تور با کشتی بهترین و راحت ترین  راه برای دیدن قسمت های قدیمی و جدید استانبول در یک زمان است که حتما پیشنهاد میکنم تجربه کنید .  ما از زیر چند پل فوق العاده و کنار خانه های ییلاقی سلطنتی بینظیر ، کشتی های بارکش بزرگ و دیسکوهای سرباز رد شدیم . واقعا تجربه بینظیری بود . سرهان درباره تاریخ ساختمان های قدیمی و صاحبانشان اطلاعات میداد و ما همزمان ساختمان ها و منظره را بررسی میکردیم خوبی سرهان این بود که گفته هایش همانطور که برای من 40 ساله جذاب بود برای پسر 12 ساله مان هم جالب بنظر می آمد . بعد از تور کشتی به یک کافه به نام  House Café رفتیم که پر بود از توریست وخود مردم بومی . تراس کافه پر بود از دود و موزیک که به دلیل بچه ها ترجیح دادیم در داخل خود کافه بشینیم ما یک پیتزای دریایی و سالاد سفارش دادیم که واقعا خوشمزه و تازه بود . برای فرار از ترافیک و البته کمی هم هضم غذا  پیاده به هتل برگشتیم و اینطور هم از مغازه های کادویی و جالب دور و بر دیدن کردیم و هم از ترافیک فرار کردیم .

 

روز دوم : مساجد ، خوراکی ها و بازار ها

باید با صبحانه هتل شروع کنم که واقعا عالی بود با تنوع بسیار بالای انواع نون های ترکی ، انواع پن کیک ، میوه ها وکلی چیزهای دیگر بهتر از همه کارکنان بودند که واقعا عالی سرویس میدادند . البته مثل همیشه در سفر بیشتر از همه به بچه ها خوش میگذره و بعد از اینکه به خونه برمیگردیم از اونجایی که همه این خوراکی های خوشمزه رو نداریم ، مشکل ایجاد میشه ! بعد از یک صبحانه حسابی به اولین ایستگاه مون رفتیم یعنی سلطان احمد ، که بیشتر به نام مسجد آبی شناخته میشود که به دلیل کاشی کاری های زیبای داخل آن است که بیشتر به رنگ آبی هستند .

میتوان گفت معماری مسجد ترکیبی از معماری عثمانی و دوران بیزانس است . این مسجد با نقوش گل و فضاهای طلاکاری شده واقعا خیره کننده است .  یکی از مهمترین فاکتورهای زیبایی این مسجد به نظر من لوستر بزرگ و زیبای آن است . جالب اینکه سلطان احمد اگرچه از مهم ترین مکان های دیدنی استانبول است هنوز هم به عنوان مسجد مورد استفاده قرار میگیرد همینجا باید این نکته رو بگم که برای ورود به مکان های مقدس مثل آرامگاه ها و مساجد باید زانو ها و بازوها و موهایتان پوشیده باشد پس لباس مناسب بپوشید و یک شال یا روسری به همراه داشته باشید .

بدون معطلی به مقصد بعدی مان یعنی  مسجد ایاصوفیه رفتیم . این جواهر دوره بیزانس که زمانی کلیسا بوده ، بعد مسجد شده و حالا یک موزه است . تابحال مسجدی به این زیبایی ندیده بودم و همه خیره به موزاییک های طلایی ، گنبد عظیم و نور طبیعی که به همه جا میتابید دهان باز مانده بود.

برای ناهار – که برعهده تور بود- به یک رستوران در نزدیک مسجد ایا صوفیه رفتیم به نام کاراکول  Karakol که خیلی نزدیک کاخ توپکاپی بود . با چند پیش غذا محلی ، کوفته و ماهی سوختگیری کردیم که البته همه بسیار خوشمزه بودند . واقعا پیشنهاد میکنم اگر به محصولات دریایی علاقه دارید حتما در استانبول چند وعده ماهی بخورید چون به دلیل نزدیکی به دریا همه تازه و خوشمزه اند در واقع مردم اینجا در پخت ماهی استاد شده اند ! فست فود در ایران هم پیدا میشود از فرصت استفاده کنید و غذاهای محلی را هم امتحان کنید .

بعد از یک ناهار واقعا کامل به بازار ادویه رفتیم . اینجا پر است از انواع ادویه ، خشکبار ، لوازم تحریر ، زیور آلات و کلی چیزهای دیگر که دیدنش خالی از لطف نیست . بعد از یک گردش کوتاه در بازار ادویه به موزه هنر های اسلامی ترکیه رفتیم . قبل از دیدن میترسیدم که بچه هاکه حالا کمی خسته شده بودند در موزه کلاناسازگاری کنند ولی اینطور نشد و بجای آن با یک موزه سرگرم کننده و جالب پر از فرش های قدیمی  ، قرآن های خطی و چیزهای دیگر بود که واقعا نظر ما و بچه ها را جلب کرد .

بعد از یک روز کامل به میل ما دیگر نوبت بچه ها بود پس همگی با هم به استخر هتل رفتیم . باور کنید همین استخر در این شهر گرم و شلوغ یک نعمت است و همین موجب میشود که هتل Four Seaons یک انتخاب عالی برای خانواده های بچه دار باشد . برای شام به رستورانی به نام Sur Balik رفتیم .  یک رستوران 4 طبقه واقع در یک ساختمان قدیمی و زیبا که به دریا دید داشت و غذاهای دریایی سرو میکرد . انتخاب ما از صید روز بود و در انتها آن را با باقلوا مشهور ترکیه ای و دسر انجیر تکمیل کردیم .

روز سوم : بازار بزرگ

روز سوم و البته آخر ما اختصاص داده شد به خرید در بازار پر پیچ و خم در بازار بزرگ استانبول . با بیش از 60 خیابان و 5000 مغازه . این مکان شباهتی بسیار زیادی به بازار بزرگ تهران دارد . بااین تفاوت که در اینجا فروشنده ها بسیار با حوصله تر و مشتاق ترند اینجا میتوانید همه چیز را بردارید و امتحان کنید بعد بخرید . اینجا به قسمت های مختلف تقسیم شده ، طلاو جواهرات ، خواکی ها، فرش و .. که موجب میشود خیلی راحت خرید کنید .

برای آخرین شام به رستورانی به نام Ulus 29 رفتیم یک مکان واقعا شیک با منظره ای فوق العاده رو به پلی که قسمت آسیایی و اروپایی استانبول را به هم متصل میکرد .منو  این رستوران شامل غذاهای سنتی ترکیه ای و انواع دیگر غذاها میشود من به شخصه تازه ترین سوشی عمرم رو در همینجا خوردم . به عنوان دسر ما یخ در بهشت خانگی و کیک خوردیم که واقعا تازه ، سبک و خوشمزه بود.

با کمک نقشه موبایل از طریق خیابان های پیچ در پیچ محله اولوس به هتل بازگشتیم و در برگشت از هوای تازه و خانه های زیبا لذت بردیم .

سه روز در استانبول این شانس رو به شما میده تا اروپا و آسیا را در کنار هم حس کنید و از ترکیب آثار باستانی و مدرنیته شگفت زده شوید . 

 

 

نظرات

نام کاربر :
 
ایمیل کاربر :
   
متن پیام :
 
کلمه امنیتی :
کد بالا را در این بخش وارد کنید:
نمی توانید بخوانید ؟ کلیک کنید

ما را محبوب کنید